مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
583
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
مات في أيّام ابن الزّبير من الأعلام : [ . . . ] ، وسليمان بن صرد . السّيوطي ، تاريخ الخلفاء / 214 وأمّا سليمان بن صرد ، فإنّه قصد بطائفته الشّام : لأنّ ابن زياد لمّا بلغه موت يزيد ، هرب من الكوفة إلى الشّام ، فانتمى إلى مروان بن الحكم ، فخرج إليهم ابن زياد في ثلاثين ألفاً ، فاقتتلوا أيّاماً ، ثمّ التقوا يوماً ، فكان النّصر لسليمان في أوّل النّهار ، ثمّ لهم عليه في آخره ، ثمّ قُتِل سليمان ، وافترقوا ، ثمّ هلك مروان . « 1 » السّمهودي ، جواهر العقدين ، / 412
--> همانجا گذاشتند . سپاه عراق بر اسبان شاميان سوار شدند ، مراكب خود را كوتل كردند ، پيش از طلوع آفتاب مراجعت نمودند ، بعد از غروب ، به ياران خويش پيوستند . چون خبر اين واقعه به سمع ابنزياد رسيد ، حصين بن نمير را با دوازده هزار مرد به حرب سليمان فرستاد . چون حصين بن نمير به فرمودهء ابنزياد روى به عينالورد نهاد . سليمان بن صرد نيز با سپاه خويش در جنبش آمد ، داد تهور وجرأت داد . چون تلاقى فريقين روى نمود ، حصين از صفوف خود جدا شد ، سليمان را طلب داشت وبا وى گفت : « مروان وفات يافته ، مردم به طوع رغبت با پسرش عبد الملك بيعت كردهاند امر سلطنت شام بر وى قرار گرفته است ، چنانچه حكومت تهامه وحجاز بر عبداللَّه بن زبير وشما را هيچ امامي نيست . اكنون مصلحت شما در آن است كه مراجعت نماييد وخود را بيهوده به كشتن ندهيد . » سليمان گفت : « در ميان ما آن كس كه از همه كمتر است ، به مراتب از شما بهتر است . اگر مىخواهيد كه اين فتنه تسكين گيرد ، ابنزياد را تسليم ما كنيد تا أو را به جريمهاى كه سمت وضوح دارد ، بكشيم وعبد الملك را خلع كرده وبه اتفاق شما با يكى از أولاد پيغمبر صلى الله عليه وآله وسلم بيعت كنيم . » چون ارتكاب اين ، مقدور حصين نبود ، به صف خود بازگشته ، آهنگ جنگ را ساز داد ، سليمان نيز به ياران پيوسته ودل بر محاربه بنهاد . آن روز تا شب از جانبين ، كشش وكوشش نمودند كه سپهسالار إقليم پنجم ، بر مصيبت زدگان آن معركه ترحم نمود . روز ديگر صباح شرجيل ذو الكلاع با هشت هزار كس ، به فرمودهء عبيداللَّه زياد با حصين ملحق شد ، در اين روز نيران قتال اشتعال يافت وجمعى كثير به قتل آمدند . روز ديگر أدهم بن محرز الباهلي با ده هزار مرد از جانب شام ، به مدد حصين شوم رسيد ، بارى ديگر دليران هر دو سپاه در صف هيجا غبا رفتند ، گرد محنت وبلا برانگيختند وچون حصين بن نمير ثبات وتجلد لشگر عراق را مشاهده نمود ، پسر خود را با جمعى تيراندازان پياده فرستاد تا بر آن جماعت تيرباران كردند . در اثناى اين حال ، تيرى بر مقتل سليمان بن صرد آمده وكوفيان مجروح خاطر ودلشكسته شدند . ميرخواند ، روضة الصّفا ، 3 / 201 - 206 ( 1 ) - ودر ماه محرم الحرام سنهء خمس وستين كه موعد خروج بود از كوفه بيرون آمد ، نخيله را معسكر